محتويات

البوم تصاوير



آرشيف سرنوشت
آرشيف نويسندگان
آرشيف مطالب
تاريخ مطالب

ارسال اين مطلب به دوستان صفحه براى چاپ
 -  نگاهی به دروغهای دکتور شجاع الدين شفا
عبدالاحد تارشی 2009-12-26  
   


 
نگاهی به دروغهای دکتور شجاع الدين شفا
درکتابش تولدی ديگر
 
مبحث خدا درآئين های توحيدی
 
درمبحث پيشين گفتيم که آقای دکتورشفا آياتی را که درمورد مستکبرين وستمگران نازل شده وبيانگر هلاکت ونابودی ايشان است درکتاب خود آورده وبرآنها اعتراض دارد؛ اينک ما نخست ترجمه يی را که شفا ازهريک اين آيات ارائه کرده وآنهارا برخلاف سياق وشأن نزول شان استعمال نموده ، تقديم خوانندگان عزيز می کنيم ومتصلاً متن هرآيت وترجمهء اصلی اش ودرصورت لزوم، تفسيرش رامی نويسيم تا مشت اين آقا باز ودروغهايش افشا گردد:       
آنگونه که دربخش نهم گفتيم ، دکتور شفا درصفحهء 106 کتابش ادعا می کند که" به موازات اين قانونی که برآدميان به صورت فردی حکمفرما ست ، قانون مشابهی نيز بر زندگی دسته جمعی اقوام وملل جهان حکمفرمااست" وبعد ترجمه هايی ازآيات قرآنی را بعنوان گواه می آورد که ما دوتا ازآنهارا دربخش نهم رد کرديم واينک بقيهء آنهابشکل مقايسوی:          
ترجمهء شفا: " بر گردنشان تازنخ زنجير نهاديم وراه پس وپيش را برآنان بستيم وپرده بردلها وگوش های شان افگنديم" ( يس7 تا 10) .  
                                                                                                                                     
جناب دکتور طبق معمول اينجا نيزاز عوامفريبی کار می گيرند وآيتی را که دربارهء طبقهء خاصی نازل شده وايشان همانا سران ظالم وسرکش وخونخوار قريش بودند، تعميم می بخشد وازآن حکم عامی را استخراج می کند واينک ما تفسير مختصری را ازين آيه کريمه با استفاده ازتفسير کابلی ارائه می دهيم که درآن معنی زنجير نهادن برگردنهای آنهاو افگندن پرده بردلها وگوش های شان نيز تشريح شده است؛ اما نخست متن آيت : " لقد حق القول علی اکثرهم فهم لايؤمنون انا جعلنا فی اعناقهم اغلالاًفهی الی الاذقان فهم مقمحون وجعلنا من بين ايديهم سداً ومن خلفهم سداً فاغشيناهم فهم لايبصرون وسواء عليهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لايؤمنون" تفسير مختصر: " ...کار بس مشکلی بتو سپرده شده است تا تمام قوم (عرب)را که از قرنها باينطرف هيچ بيدارکنندهء بسوی آنان فرستاده نشده بودبه ذريعهء قرآن بيدارکنی... شکی نيست که تو با تمام قوای خويش آنهارا از نتائج وخيم اين غفلت وجهالت ومستقبل خوفناک میترسانی وميکوشی که آنهارابه مدارج اعلای فلاح وبهبودی برسانی تا ايشان کامياب گردند وديگران را بسوی کاميابی رهنمون شوندليکن بسا مردمان را می بينی که به هيچ نوع نصيحت گوش نمی دهند علت آن اينست که براينگونه مردم شيطان مسلط می  شود وکارهای زشت وشرارت آميز را درنظر ايشان بصورت خوب جلوه می دهد وقبايح امور گذشته وآينده را با آنکه خيلی ناپسند ومکروه باشد به شکل مقبول ومستحسن درمی آرد... شيطان درآغاز کاربرکسی غلبه يافته نمی تواند بلکه اگر انسان کورشده از نصيحت اعراض کرده برود چنين نتيجه می دهدکه بالاخره شيطان براو مسلط گرددواين نظيرآن است که چون آدم تامدت دراز از دست وپا کار نگيردآن عضو بيکارميکردد قال تعالی " فلمازاغو ازاغ الله قلوبهم والله لايهدی القوم الفاسقين " يعنی" پس چون کج رفتند ( از راه حق برگشتند) کج ساخت خدادلهای ايشان را" ..کلمهء ( حق القول) برآن مردم صادق می آيد که به زندگی پس ازمرگ قطعاً يقين ندارند وبدی را بدی نميدانند بلکه دراثر اغوای شيطانی بديهای خودرا نيکی وگمراهی را هدايت تصور ميکنند، هرچند به ايشان دلائل معقول بگويی ونشانهای واضح وروشن بنمائی همه را تکذيب ميکنند .. درنتيجهء اعراض وعناد همين مردم بالآخرالله تعالی بردلهای شان مهر می نهد .. واين چنان است که شخصی تمام دروازه های روشنی را برخود بسته کند الله تعالی اورا به تاريکی می گذارد ويامريضی که از خوردن دوا اباورزد وبا طبيب از سر خصومت پيش آيد واز هرگونه بدپرهيزی اجتناب نکند خداوند مرض اورا مهلک ساخته واحوال اورا قرين يأس ميگرداند چنانچه می فرمايد: تلک القری نقص عليک من انبائها ولقد جائتهم رسلهم بالبينات فماکانوا ليؤمنوابما کذبوا من قبل کذالک يطبع الله علی قلوب الکافرين" ( اعراف آيه101) يعنی "  ما برتو برخی از خبر های اين قريه هارا خوانديم ؛ پيامبران شان با معجزات به نزد ايشان رفتند اما آنها حاضر نبودند به چيزی که قبلاً تکذيب کرده بودند ايمان بياورند وبدينگونه است که خداوند بردلهای کافران مهر می نهد" نقل ازتفسير کابلی جلدپنجم بااختصار وافزودن ترجمهء آيهء اخير.       
تفسير کابلی زنجير نهادن برگردن کفاررا که درآيهء کريمهء مورد انتقاد شفا آمده است چنين تشريح می کند:" اين درحق همان مردم است که درتفسير ماقبل مذکورشده اند؛ اين طوقها( زنجيرها)عبارتند از عادات ورسوم ، حب جاه ومال وتقليد آباواجداد که گلوهای آنهارا به سختی فشرده بود واز سبب تکبر ونخوت خم نمی شدند..کينه ورزيدن ايشان با پيغمبر خدا آنانرا از قبول هدايت مهجورساخته وبين آنها وحقيقت ديواری برپا کرده بود. درتاريکی های رسوم واوضاع جاهلانه واهوا وآراء فاسده چنان مقيد ومحبوس بودند که نشيب وفراز را هيچ ديده نميتوانستند.." تفسيرکابلی – جلدپنجم.                
آری ! اين آيهء کريمه درمورد قلدران وستمگران قريش نازل شده بود که حاضر نبودند از امتيازات غير انسانی شان که ايشان را قادرمی ساخت تا ضعفا وبيچارگان را مورد ظلم وستم وبهره کشی قراردهند، دست بردارند وپيغام يکتاپرستی وبرادری وبرابری راکه اسلام آورده بود، بپذيرند ؛ واينکه دکتورشفاچنين آيتی را مورد انتقادقرار می دهد جای تعجب نيست زيرا جناب شان نيز زمانی به اين طائفه تعلق داشتند وبه پای شاهنشاهی بوسه می زدند که ازکفش پايش تاتاجی که به سرداشت با خون بيگناهان آلوده بود!    
واما آيات ديگری که درين رابطه شفا به آن ها استناد کرد ه است نيز درمورد چنين اشخاص است وما به همين شرحی که درمورد آيه های مبارکهء سورهء يس ارائه داشتيم اکتفا می کنيم ولی به اينکه هرآيهء مورد استناد شفا درمورد کدام قوم وگروه ازستمگران وطاغوتيان نازل شده است ، اشاره خواهيم کرد. 
اين آيات را شفا چنين نشاندهی می کند- وما طبعاًدرپی هرترجمهء آقای شفا ، شأن نزول آيت را واينکه درمورد چه کسی نازل شده است، می نويسيم- :
ترجمهء شفا: " تندبادی سرکش فرستاديم که هفت شب وهشت روزمتوالی برآنها مسلط بود ، وجملگی مانند ساقه نخل خشک شده ای به خاک هلاکت افتادند " ( حاقه، 6و7). تبصرهء ما: اين آيهء کريمه درمورد قوم عاد نازل شده است که بت پرستی وکفر وفسادوظلم ووحشت را به اوجش رسانيده بودندوپيامبر الهی حضرت عاد عليه السلام را تکذيب می کردند وهمهء جرائم خودرا با اتکا به نيرومندی وقوت وقدرت خود انجام می دادند وسخت به آن مغرور بودند!                       
ترجمهء شفا: " پس آنهارا صاعقهء آتش درگرفت درحاليکه نه توان گريختن داشتند ونه يار ومددگاری برای خود يافتند" ( ذاريات، 44 و45 ). تبصرهء ما:اين آيهء کريمه درمورد قوم ثمود نازل شده است که بعد از قوم عاد بوجود آمدند وخداوند برای شان نعمت های زيادی را ارزانی فرمود وآنها درمقابل به کفر وسرکشی وطغيان روی آوردند وپيغمبر خداوند حضرت صالح رابا وجود ديدن معجزه، تکذيب کردند وبرای جلوگيری از پيشرفت دعوتش دربين مستضعفين وفقرا، معجزه اش را که شتری بود وباعث روی آوردن مردم به حق می شد، ازبين بردند وقصد جان خود وخانواده اش را کردندواز حضرت صالح خواستند که اگر راست می گويد، عذاب الهی را برآنها نازل سازد وباوجود مهلت سه روزه يی که حضرت صالح عليه السلام برای آنها تعيين کرده بود تااز اعمال زشت خود باز گردند، به گمراهی خود ادامه دادند وبااصرار زياد خواهان
تطبيق عذاب الهی برخود شدند!
ترجمهء شفا:" وتنور آتش برآنها بجوشيد" ( هود، 40). تبصرهء ما: ترجمهء درست اين آيهء کريمه که درمورد قوم نوح عليه السلام نازل شده است وايشان مدت زمان بسياردرازی با حضرتش به مخالفت برخاستند ودرکفر وعصيان وشروفساد وجرم وجنايت بسربردند وسرانجام دچار طوفان شدند، چنين است:" تاآنکه آمد حکم عذاب ما وجوشيد آب ازتنور " . ترجمهءشفا: "وعذاب خدا به شکل بادی سهمگين برآنها روی آورد وچون صبح شد جزخانه های ويران ازآنها اثری نماند"(احقاف ، 24 و25) . تبصرهء ما: اين آيت ها نيز درمورد قوم عاد نازل شده است که سرکشی وطغيان وغرور وتکبرشان از حدگذشته بود وبا اصرارخواهان نزول عذاب الهی برخويشتن بودند!
ترجمهء شفا: " ديدگان شان را بی نورکرديم وگفتيم که اينک عذاب وقهروانتقام مارا بچشيد " ( قمر، 37- 39) .تبصرهء ما: موضوع اين آيهء کريمه قوم لوط عليه السلام است که مرتکب عمل شنيع لواط می شدند ورسالت حضرت لوط عليه السلام را تکذيب کردند واز رسالت همهء پيامبران ديگر منکرشدند وتوصيه ها واندرزهاواخطارهای پيغمبرخودرادرمورد نزول عذاب ناديده گرفتند وبه آن وقعی نگذاشتند!
 
ترجمهء شفا: " زلزلهء سخت فرستاديم که برآنها مرگ مسلم بهمراه آورد" ( عنکبوت 37). تبصرهء ما: اين آيت مبارکه دربارهءقوم شعيب عليه السلام نازل شده است که دردادوستد وتجارت خيانت می کردند وازين راه باغارت اموال فقرا ومستهلکين ، ثروت نامشروع می اندوختند وباوجود دعوت مکررحضرت شعيب عليه السلام، نه تنهاازين کارزشت بازنايستادندبلکه منکر رسالت اونيز شدند ! ترجمهء شفا: " تندبادی خزانی بسوی آنان فرستاديم که برهرچه ميوزيد آنرامانند استخوان ميپوسانيد"( ذاريات، 41 و 42) تبصرهء ما : اين آيت نيز درمورد قوم عاد است که قبلاٌدرباره اش معلومات داديم. ترجمهء شفا : " برآنها سنگباران عذاب نازل کرديم" ( حجر، 73 و74 ) . تبصرهء ما: اين آيت نيز درمورد قوم لوط عليه السلام است! ترجمهء شفا: " قسم به آسمان بلند وقسم به روز موعودکه همهء اصحاب حدود را کشتيم " ( بروج ، 1-4) . تبصرهء ما: اينجا نيزآقای شفا همان اشتباهی رامرتکب شده است که بارها به آن اشاره کرديم يعنی دزدی ازمستشرقين بدون دقت وتوجه به کيفيت مال مسروقه!.. واگر جناب شفا اندکی متقبل زحمت شده وترجمهء آيت راازمنبع درستش می گرفتند آنگه می دانستند که اين آيت درمورد اصحاب اخدود است ونه اصحاب حدود!.. واصحاب اخدود عبارت بودند از پادشاه ظالم واعوان وارکان سلطنتش که به سحر وجادو عقيده داشتند و بت پرستی می کردند وغلامی را که نخست شاگرد ساحربزرگ دربار بود وبعد با درک بطلان سحر وجادو ودريافت حقيقت دين آسمانی آنوقت، ازدين پادشاه برگشته وتعداد زيادی را نيز مسلمان ساخته بود، باهمهء پيروانش درخندق بزرگی وبحضور مردم درآتش سوختند وحتی زن مؤمنه يی را با کودک شيرخوارش درآتش افگندند !.. اين قصه درتفسير کابلی با شرح وتفسيرکاملش ذکر گرديده ومابرای جلوگيری از اطالهء کلام ،ازنقل آن درينجا صرف نظر می کنيم وازخوانندهء عزيزی که علاقمند مطالعه اش باشد خواهش می کنيم که تفسير سورهء مبارکهء بروج را درجلدششم تفسير يادشده ، مطالعه فرمايد؛ ولی برای روشنی بيشتر، آيات سورهء بروج را که شفا به آنها تمسک جسته باترجمه ومختصری ازتفسيرش مینويسيم تا خوانندهء عزيز بداند که آقای شفا از چه اشخاص وحشی وجانوری به دفاع برمی خيزد ودلش بحال آنها که دراثر جرائم سنگين شان ، هلاک شده اند می سوزد! : ".. قتل اصحاب الاخدود النار ذات الوقوداذهم عليها قعود وهم علی ما يفعلون بالمؤمنين شهود ومانقموا منهم الا أن يؤمنوا بالله العزيز الحميد .."البروج آيات 4- 8 " يعنی " کشته شدند صاحبان خندق، آتشی است دارای هيزم بسيار وقتيکه ايشان برکنارهء خندق نشسته بودندو به آنچه می کردند برمسلمانان بچشمهای خود می ديدند" تفسير : يعنی شاه ووزيران بدورخندقها نشسته سوختن اهل يمان را با منتهای سنگدلی تماشا می کردند.. وقتيکه پرستندگان حضرت اورامحض بجرم عبادت اوبسوزند آيا ممکن است چنين ظلم وستم صريح بدون مجازات ماند؟!.. " تفسيرکابلی –جلد ششم- سورهء البروج . معلوم نيست پاسخ آقای شفا دربرابر اين پرسش مطرح شده درتفسير آيت چيست؟.. آيا خدای وی شاهنشاه آريامهر حق داشت ازبندگان ذليل خود دفاع کند وانتقام ايشان را درصورت اعدام يکی ازايشان توسط ملت ازملت بگيرد اما خدای حقيقی حق ندارد انتقام بندگان مخلص ومؤمن ومظلوم خودرا ازستمگاران ووحشيان بگيرد؟!   ترجمهء شفا: " وجز نوح واصحابش همه را غرق دريای هلاکت گردانيديم وهمانا خدای توخدای رحيمی است " ( صافات ، 82). تبصرهء ما : اين آيت درمورد قوم نوح است که حضرتش ايشان را تقريباً هزارسال به راه ايمان وصلاح ورستگاری دعوت نمود ، اما آنها ازفساد وکفر وگمراهی توبه نکردند وحضرت نوح ورسالتش را مورد تمسخر واستهزا قرار دادندتا دراثر دعای آنحضرت ، غرق ونابود شدند ..؛ ويقيناً خدايی که بندگان ستمکار وعاصی اش را تقريباً هزارسال فرصت می دهد تا ايمان بياورند وازپيروی شيطان وارتکاب اعمال زشت وناروا دست بردارند، خدای رحيمی است ورنه خدايان دروغين امثال خدای دکتورشفا به کسانی که به ايشان ايمان نداشتند، درصورت دسترسی به آنها حتی يک روزهم مهلت نمی دادند وکارشان را تمام می کردند!                           
ترجمهء شفا : " وقوم لوط را جز اهل بيت اوباسنگباران عذاب ساختيم وهمانا خدای توخدای توانا ومهربان است" ( شعرا، 172 و 173) . تبصرهء ما: اين آيهء کريمه نيزدرمورد قوم لوط عليه السلام نازل شده است که قبلاً درموردشان صحبت کرديم!
ترجمهء شفا: " پس از هلاک اينان اقوام ديگر پديدآورديم وآنهارانيز يکی بعد ازديگری به خاک هلاکت انداختيم تاسرنوشت هرقوم را عبرت ديگران قرار دهيم " ( مؤمنون ،31 و41).    تبصرهء ما: کسيکه خيلی ساده بوده ويا به اسلوب مکارانهء دکتور شفا آشنايی نداشته باشد، فکر خواهد کرد که ترجمهء همهء اين ده آيت فقط همين يک جمله است که جناب معاون فرهنگی دربار شاهنشاهی تحرير داشته اند:( خداوند هلاک نموده است وهلاک نموده است وهلاک نموده است وآن هم بدون سبب!) ؛ ولی کسيکه بامکر ها وعوامفريبی ها وشيطنت ها ودروغگويی ها وتحريف های آقای دکتر آشنايی داشته باشد، می داند که جناب شفاطبق عادت درينجانيز بسيار چيزهارا پنهان وبسياری از حقائق را تحريف کرده است!..آری! شجاع الدين شفا درکتابش فقط وفقط آياتی را انتخاب می کند که درآنها از هلاکت افراد واقوام سخن رفته است ولی ازآياتی که درآنها علت واسباب اين هلاکت بيان شده است، چشم می پوشد وازآياتی که بيانگر اعمال زشت وغيرانسانی وکفر وطغيان وفسق وفساد اين اقوام هلاک شده است، صرف نظر می کند وازآيات رحمت که تعدادشان بمراتب زيادتر
ازآيات عذاب است ، نام نمی برد!.. بيائيد اين روش مکارانهء آقای دکتر را دررابطه باهمين آيه های بالا به روشنی مشاهده کنيم!.. وی همانگونه که دربالا ملاحظه فرموديد، ترجمهء ده آيت ازسورهء مؤمنون را دردوسطر خلاصه می کند وآن اينکه: پس از هلاک اينان اقوامی ديگر پديد آورديم، وآنهارا نيز يکی بعد ازديگری به خاک هلاک انداختيم تاسرنوشت هرقوم را عبرت ديگران قراردهيم!.. بلی! اينست ترجمه وبرداشت آقای شفا ويابهتر بگوئيم استادان مستشرق وی ازآيه های 31تا 41 سورهء مؤمنون !.. واينک ما آن ده آيت را با ترجمه های شان می نويسيم وداوری را به خود خوانندگان دانشمند می گذاريم:" ثم انشأنا من بعدهم قرناً آخرين فارسلنا فيهم رسولاً منهم أن اعبدواالله مالکم من اله غيره افلا تتقون وقال الملأ من قومه الذين کفروا وکذبوا بلقاءالآخرة واترفناهم فی الحياة الدنيا ماهذا الا بشرمثلکم يأکل مما تأکلون منه ويشرب مما تشربون ولئن اطعتم بشراٌ مثلکم إنکم اذاٌ لخاسرون ايعدکم انّکم اذا متم وکنتم تراباٌ وعظاماٌ انکم مخرجون هيهات هيهات لما توعدون ان هی الا حياتناالدنيا نموت ونحيا وما نحن بمبعوثين ان هو الا رجل افتری علی الله کذبا وما نحن له بمؤمنين قال رب انصرنی بما کذبون قال عما قليل ليصبحن نادمين فاخذتهم الصيحة بالحق فجعلهم غثاءٌ فبعداٌ للقوم الظالمين " سورهء مؤمنون ، آيات 31 تا 41 . ترجمه : " بازآفريديم بعد ازايشان قومی ديگر پس فرستاديم درايشان رسولی ازايشان باينکه بپرستيد الله را نيست شمارا هيچ معبودی غير ازوی آيا پس نمی ترسيد؛ وگفتند سردارانی از قوم اوآنانکه کافرشدند وتکذيب کردند ملاقات سرای آخرت را وآسودگی داده بوديم ايشانرا درزندگانی دنيا: نيست اين مگر آدمی است مثل شما، ميخورد ازآنچه شما ميخوريد ازآن ومينوشد ازآنچه مينوشيد ( وقسم است) اگر فرمان برديد آدمی را که مانند شماست هرآئينه شما آنگاه زيانکارانيد، آيا وعده ميدهد شمارا که چون بميريد وشويد خاک واستخوانها ( هرآئينه) شما برآورده ميشويد ( يعنی از قبرها) ، دوراست دوراست آنچه وعده داده ميشود شمارا، نيست زندگانی مامگر زندگانی دنيا، می ميريم وزنده می شويم ونيستيم دوباره زنده شدنی، نيست اين مگر مردی است که افترا کرده( بسته ) برخدا دروغ ر ا وما نيستيم اورا تصديق کنندگان . گفت ای رب من نصرت ده مرا درمقابل تکذيب آنها! گفت عنقريب ( هرآئينه ) ميگردند پشيمان پس گرفت ايشانرا آواز سخت بحق( قرار وعدهء راست)پس گردانيديم آنهارا خاشاک سيل آورده ( همانطوريکه سيلاب ، خس وخاشاک را ميبرد همچنان آنهارا سيل عذاب الهی جل جلاله بی اختيار می برد) پس دوری باد گروه ستمگاران را ( از رحمت خداوند جل جلاله) .بلی ! اينست ده آيت سورهء مؤمنون وترجمه اش وآنست ترجمهء آقای دکتر شفا!.. ببين تفاوت ره از کجاست تا بکجا!.. آنگونه که ملاحظه می فرمائيد آقای شفا بخش فرستادن پيامبران به اين اقوام گمراه وانکار وتکذيب وکفروالحاد وشروفساد وگمراهی وطغيان وعصيان وجنگيدن شان با خدا وپيامبرانش را کاملاً ازاين آيات حذف کرده است تا چنين قلمداد کند که اين گروه مجازات شده مردم بيگناهی بودند که خدا آنهارا بدون کوچکترين جرمی هلاک نموده است!.. واين روش مکارانه يی است که جناب دکتور همه جا آن را تکرار می کند! ترجمهء شفا: " اصحاب حجر رسولان مارا تکذيب کردند وبرای فرار از خطر درکوهها منزل گزيند ، اما ما صبحگاهی آنانرا درهمان بالای با صيحه ء عذاب نابود کرديم " ( حجر، 80) . تبصرهء ما : اين آيهء مبارکه نيز درمورد قوم ثمود است چون ايشان را اصحاب حجرنيز می گفتند واينجا هم آقای شفا ترجمهء غلطی را ازمستشرقين گرفته است زيرا اصحاب حجر نه درکوه ها پناه برده بلکه دربين کوهها با استفاده از ثروت وقوتی که خدا برای شان داده بود، خانه ها وعماراتهای مستحکم وزيبا ساخته بودند وفکر می کردند چنين زندگی ابدی خواهد بود لذا از سرکشی وگمراهی وطغيان دست نمی کشيدند! .. وسه آيت ديگر نيز که آقای شفا آنهارا درآغاز صفحهء 107 کتابش از سوره های اعراف وهود ترجمه کرده است ، به هلاکت قوم های عاد وثمود وشعيب تعلق دارند که ما پيشتر درمورد شان معلومات داديم ، وآيات ديگری را آقای شفا از سوره های فرقان وقصص به عنوان شواهد ادعای خودترجمه کرده است ويابهتر بگوئيم ، ترجمه های غرض آلود مسشرقين را نقل کرده است که چنين هستند: ترجمهء شفا: " ونيز اصحاب رس را وبسيار طوايف واقوام ديگررا به کيفرکردارشان هلاک کرديم " (فرقان، 38 ) . تبصرهء ما : اين آيه نيز عاقبت اقوام عاد وثمود را بيان می کند وهمچنان اصحاب رس يعنی اصحاب چاه را؛ وآنها کسانی بودند که پيغمبرشان را درچاهی زندانی کرده بودند ودرشرارت وکفروجنگ شان با خدا ورسولش کمتر ازاقوام عاد وثمود نبودند! ترجمهءشفا : " وقارون را با همه ضياع وعقارش به زير زمين فروبرديم" (قصص ، 18) . تبصرهء ما: آنگونه که از متن ترجمهء شفا نيز آشکاراست، اين آيت درمورد قارون نازل شده است واو کسی بود که مال وثروت فراوانی خدا به اوداده بود واو به عوض آنکه ازان درراه خير وفلاح وسعادت وکمک به مستمندان وفقرا کاربگيرد، آن را درجهت جنگ با خدا ورسولش وظلم وستم برمردم وجلوگيری از پيشرفت حق بکاربرد وهيچگونه نصيحتی را نپذيرفت ودردسيسه وتوطئهء خود عليه پيغمبر الهی حضرت موسی عليه السلام تاجايی پيش رفت که زن بدکاره يی را با دادن پول مؤظف ساخت که برحضرت موسی تهمت ببندد ؛وخداوند اورا به سزای آن اعمالش رسانيد وبا مال وثروتش درزمين فروبردش!.. اينک برای آنکه خوانندگان عزيز چگونگی شخصيت وداستان قارون را بهتر بفهمند، ماآيات مربوط به اورا بشمول آن بخشی که آقای شفا حذفش کرده است، از سورهء قصص ترجمه کرده ودردسترس شان قرار می دهيم ؛ چه آنگونه که پيش ازين هم گفتيم،دکترشفا ازآيات الهی تنها آن بخشهايی را انتخاب می کند که برهلاکت ظالمان وستمگران دلالت دارند واماآن بخشهايی را که بيانگر اعمال ننگين وشوم وغيرانسانی وکفر وطغيان وگمراهی شان بوده واسباب وعلل هلاکت شان را بيان کرده است ، حذف می نمايد تابدينگونه بتواند با مظلوم نشان دادن طواغيت وستمگرانی امثال خودش ، خدارا ظالم وستمگر نشان دهد!..ترجمهء آيات مربوط به قارون از سورهء قصص چنين است:"  هرآئينه قارون بود از قوم موسی پس ستم کرد برايشان وداده بوديم اورا از گنجها آنقدر که کليد های آن گرانی ميکردبجماعهء صاحبان قوت. چون گفت به او قوم او مناز ( شادمشو)  هرآئينه الله دوست نميدارد نازندگان را وطلب کن درآنچه داده است ترا الله سرای آخرت را وفراموش مکن حصهء خودرا ازدنيا ونيکوئی کن چنانکه نيکوئی کرده الله بتوومجوی فساد را درزمين هرآئينه الله دوست ندارد فساد کنند گان را .." . تفسيرکابلی جلد چهارم – سورهء قصص.
آری! دکتور دل دکتر شفا به ستمگارترين ، خونخوارترين ، وحشی ترين طواغيت هلاک شده می سوزد وحق هم دارد زيرا : کند همجنس با همجنس پرواز – کبوتر با کبوتر قاز با قاز!                     
  
 
 

تبصره:
تبصره اي نيست
افزودن تبصره :
اسم:
عنوان تبصره :
متن تبصره:
 
مقالات منتشره، لزوماً بيانگر ديدگاه رسمي سرنوشت نيست
copyright© www.sarnavesht.com

Powered by Alresalah

Tramadol zu kaufen, ist heute einfach und leicht!

Bestellen Sie Valium Diazepam Valium online! Es ist so leicht!