عصردولتشاهی
والی فرزانهء بلخ در تلویزیون نور – بخش دوم
در مورد ناآرامی هایی که درین اواخر در شمال ایجاد شده و گفته میشود که طالبان توسط طیاره های هلیکوپتر به شمال کشور انتقال یافته اند، جناب والی بلخ گفت که ایشان باور ندارند همچو انتقالاتی صورت گرفته باشد وآنرا بیشتر افواه دانستند. اما یاد آورشدند که بیشتر نا آرامی ها درشمال کار حزب اسلامی حکمتیار است تا طالبان. درغورماچ و مرغاب ولایت بادغیس و ولایت های بغلان وکندز عناصر وابسته به حکمتیار به فعالیت های دهشت افگنانه می پردازند. والی بلخ تاکید کرد که باید درین زمینه به دقت عمل شود و افزود که در وقت وزمانش دولت مرکزی را از فعالیت های حزب اسلامی حکمتیار آگاه ساخته و برضرورت پیشگیری ازان تاکید کرده است.
پرسش دیگر، که از سوی بنده در میان گذاشته شد، در پیوند با چگونگی و کارآیی یک اپوزیسیون سیاسی یی بود که چهارچوب های اندیشه یی و برنامهء آن در دوران انتخابات ریاست جمهوری ریخته شد. پرسش مشخص این بود که این اپوزیسیون چگونه تشکیل شود و چگونه توان این را بیابد که کارآ و موثر باشد؟
جناب والی بلخ در پاسخ گفتند که:
نیاز هایی که ما را در دوران انتخابات به موضعگیری هایی کشاند هنوز هم وجود دارد. این نیاز مردم ماست و من هنوز هم برآن تاکید دارم و به هیچ قیمتی، نه قیمت موقف ولایت و وزارت ونه امتیاز مادی ومعنوی دیگر ازین خواست مردم خود عقب نمی نشینیم وبه خاطرآن که مقامات رهبری دولت را خوش نگاه کنیم که در موقف خود بمانیم، هرگز نی!
ما سرآن خواسته ها ایستاده استیم. این یک نیاز است که برآن تاکید کنیم واین جریان را به پیش ببریم. موجودیت یک اپوزیسیون برای اصلاح دولت، مشوره دادن دادن به دولت وراست کردن پای کج دولت ضرور است. درین حصه کارهایی وجود دارد و داکتر صاحب عبدالله تصمیم دارند که دفترهایی در هر ولایت ساخته شود. تا هم برای انتخابات پارلمانی و هم انتخابات پنج سال بعد، کار های ضروری صورت بگیرند.
پرسش دیگر این بود که برای بسیج مردم و توانمند ساختن آنها برای این که خود برای بدست آوردن حق شان به میدان بیایند چه کارهایی باید صورت بگیرد؟ جناب والی بلخ گفتند:
فعالیت های مطبوعاتی ومیدیا، چه چاپی و چه تصویری برای آگاهی عامه، داشتن برنامه های دقیق که مردم را آگاه بسازیم و دادن آگاهی در قسمت حقوق شان ازکارهاییست که میتوان انجام داد. هریک ازمردم ما، محصل دانشگاه های ما، هریک روشنفکرو چوپان ودهقان ما باید بدانند که چه حقی دارند. مردم باید بدانند که وقتی درین کشور زندگی میکنند، چه حقوقی دارند. خصوصاً قشری که نمیدانند و به مطبوعات دسترسی ندارند، باید در دهات و جا های دور افتاده کار صورت بگیرد. مردم در داخل و چه در خارج، باید بدانند که چه حقی برای تعیین سرنوشت شان و در تصمیمگیری های ملی واستراتیژیک کشور دارند. بازشدن دفاتر اپوزیسیون درهرولایت. با آن که دولت مخالفت می کند اما، باید اپوزیسیون به دانشگاه ها ومکاتب داخل شوند و به قریه جات بروند ومردم را از حقوق شان آگاهی دهد. این کار از طریق تشکیل یک هسته درهر محل ممکن است.
پرسش دیگر از گردانندهء برنامه، آقای عابد مدنی بود که، با استفاده ازتجارب غنی یی که والی بلخ در تامین امنیت و بازسازی داشته اند، چه پینشهادی برای دولت کرزی به خاطر تعمیم این تجارب در سراسر کشور دارند؟ پاسخ این بود که:
ما از دولت چند چیز را تقاضا میکنیم. و منحیث یک فرد و یک فرزند افغان که وطنش را دوست دارد، به دولت چند چیز را پیشنهاد کردیم حالا هم این پیشنهاد را داریم:
ایجاد یک کابینهء جوابگو، پاسخگو و با کفایت که تخصص و تعهد را رعایت بکنند- با درنظر داشت ترکیب قومی، ملیتی ومردمی که هرقوم حضورخود را در کابینه ببیند. البته با رعایت اصل شایسته سالاری.
نجات وطن ازفساد اداری که امروزمردم را فساد از گلوگرفته است. فساد در افغانستان بیداد میکند و حلقات مخصوص برگردهء مردم سوار اند. پولی که به افغانستان می آید، بدست حلقات معین است. چرا همه ملیت هایی که درافغانستان اند، باز سازی برای شان محسوس نیست. بیست فیصد پول به افغانستان مصرف نمیشود. پولی که به افغانستان می آید، از در آمده و از دریچه برون میشود- هم توسط افغانها وهم توسط خارجی ها. باید علیه فساد مبارزه صورت بگیرد.
مبارزهء جدی برای آوردن امنیت و ریشه یابی عوامل نارضایتی مردم. و مبارزه جدی علیه باند های مافیایی اقتصادی. نمیخواهم به جزییات بروم. همچو باند هایی ایجاد شده اند. علیه قاچاقبران و کشتگران حرفه یی مواد مخدر باید مبارزهء جدی صورت بگیرد. زیرا پولی که از مواد مخدربدست می آید، میتواند کشور، ملت و نظام را به سبوتاژ بگیرد.
در مورد تامین امنیت من پیشنهاد هایی داشته ام به شخص جناب رییس صاحب جمهور که رویاروی برای شان عرض کردم. سپس ازمن خواستند که برای شان نوشته بدهم که من این کاررا کردم وعین آنرا برای دفترملل متحد، قوای ایساف وایتلاف و حتی به دفتر حقوق بشر و یونیما آنرا سپردم. این طرح نه تنها در سطح ولایت بلخ بلکه به سطح کل کشوربوده است. البته ما از نظر مردمی در اکثریت افغانستان روابطی ومعاملاتی برای حمایت ازین وطن و رفتن کشور به سوی آرامی، امنیت، مصوونیت، ترقی و انکشاف داریم. بعد من پیشنهاد دیگری ارائه کردم زیرعنوان "برون رفت افغانستان از بحران کنونی" که به پنج راهکار ضرورت بود. مختصراین پیشنهادات چنین اند:
یک) ایجاد یک مرکز استراتیژیک درافغانستان که مرکز پلانگذار و سیاستگذار بوده باشد؛ دارای دکترین سیاسی مشخص بوده باشد، دران هم از رهبری دولت وهم ازایساف، ناتو وایتلاف عضویت داشته باشند. همین مرکزبرای تامین امنیت ازهمین محور و چتر هدایت صادر شود و گزارش دو باره به همین محور بیاید و به ارزیابی گرفته شود. ناتو منسجم نیست و هر دولت جداگانه عمل می کند و دولت افغانستان جداگانه.
دو) توافق روی یک کمیسیون دارای میکانیزم خوب دفاعی که دران کاردانان نظامی عضویت داشته باشند. برای پیشبرد این میکانیزم، باید هم قوای ایساف، ایتلاف، ناتو و هم قوای سه گانهء امنیتی کشورسهم داشته باشند. در راس این کمیسیون باید سرقوماندان اعلی اردوی کشور، یعنی شخص رییس جمهور قرار داشته باشد. مطابق این مکانیزم، درهیچ قریه یی نباید عملیات نظامی صورت گیرد، هیچ طیاره یی در آسمان کشور به غرش نیاید مگر این که اجازه وامر سرقوماندان اعلی قوای مسلح کشور را داشته باشد. این کمیسیون باید کمیتهء کوچکی به نام اطلاع رسانی داشته باشد که هم ناتو، ایتلاف و ایساف وهم بخش های نظامی و اطلاعاتی کشور به تشریک عمل بپردازند. یعنی اخبار و اطلاعات، چه از کشف امنیت ملی، کشف پلیس و کشف اردو و چه از اطلاعات قوای خارجی، به همین کمیته بیاید، تحلیل، تجزیه، شناسایی وموثق سازی شود. پس از موثق سازی عمل صورت بگیرد. ولو این تصامیم کوچک هم بوده باشند، میتوانند روحیهء ملی ما را بلند ببرد و یک دست آورد به حساب آید. حرکت های ناسنجیده شده صورت گرفته است. بمباران صورت میگیرد به صورت غلط. اطلاعات یا برمبنای مخالفت های قومی، حزبی و یا برمبنای عقده های شخصی یا به خاطر پول داده میشود که شماری اجیر و مزدور تنها با انگیزهء گرفتن پول اطلاعاتی ارائه میکنند. از میان اینهمه باید تنها همان معلوماتی که صادقانه، ملی و وطن دوستانه تهیه شده اعتبار داده شده عمل شود. درغیر آن، عملیات تشریفاتی و ناقص، بمباران بیمورد، تلاشی های بیمورد، داخل شدن بیمورد به خانهء افغان ها، اینها همه منتج به تقویهء صفوف مخالفان میشود.
سوم) تقویهء واقعی، به پای ایستاده کردن واقعی اردوی ملی، پلیس ملی، و امنیت ملی. اینها میدانند که چگونه خوب جنگ چریکی و گریلایی بکنند، جغرافیای خود را میدانند، شرایط خود را بلداستند، خصوصیات مردم خود را میدانند، توانمندی وخصوصیات خود و طرف مقابل خود را میدانند. جواب جنگ های گریلایی و چریکی باید جنگ گریلایی و چریکی باشد. چرا که جنگ های گریلایی و چریکی پارتیزانی وفرسایشی قوای منظم را از پا درمی آورد، بالاخره. باید این نوع جنگ ها به پا ایستاده شود. امروز میدانید که ما ازفضای کشورخود خبرنداریم. چرا که ما قوای هوایی نداریم. امروز می بینیم که سرباز ما کشته میشود اما سلاح مدرن وپیشرفته ندارند. سلاح های بسیار عادی دارند. تازه "تانکک" های چارتایره برای شان داده شده. هنوز توپخانهء درست نداریم....
چار) مبارزه واقعی دربرابر مواد مخدر؛ مواد مخدرمیتواند جیب مخالفین و آنهایی را که منافع طلبی شخصی دارند، پر کند و نظام را به سبوتاژ بگیرد؛ نه به گونهء تشریفاتی و مطبوعاتی که شنیده میشود صد هاملیون دالر اعانه جمع شد، از پول فلان کشور، ودرمبارزه علیه مواد مخدر مصرف شد. بلخ یک ولایت بزرگ افغانستان است. چار سال است که ما کشت تریاک را صفر کرده ایم. ما از صد ها میلیون دالر خبر نداریم که کجا مصرف شده است. من نمیدانم که آنهمه پول کجا رفته است. حتی جلوگیری و محو تریاک را از پول شخص خود کرده ام. اما مصرف عادی مامجرا داده نشده چه رسد به این که ما بسیار تشویق می شدیم. شاید کسانی باشند که خوش نباشند کشت تریاک دراکثریت افغانستان صفرشود. چرا که دیگر ازین پول ها به جیب زده نمیتوانند.
پنجم) انکشاف متوازن در افغانستان و جلوگیری از سیاست های یک بام و دو هوا. در یک ولایت صد ها ملیون دالر مصرف میشود و در ولایت دیگر یک ملیون. در ولایتی که دموکراسی هست، امنیت هست، رضایت مردم وجود دارد، روابط تنگاتنگ میان مردم و دولت وجود دارد، جامعهء روشنفکری هست، مکتب خواندن را دوست دارند، تحصیلات عالی را دوست دارند، دختران شان به مکتب می روند، قانونمند شده، کشت تریاک دران وجود ندارد، چرس وجود ندارد، اصلاحات اداری دران صورت گرفته، ریفورم تطبیق شده... درین ولایت چیزی (برای بازسازی از سوی دولت) به مصرف نمیرسد. معنی اش اینست که درجایی که مکتب ساخته میشود، به آتش کشیده میشود، کلینیک ساخته میشود با بم زده می شود، سرک ساخته میشود، تخریب میشود (کمک میشود) اما در جایی که طفلش روی زمین نمناک درس می خواند برایش مکتب ساخته نمیشود. درجایی که مریض امنیت دارد اما از بیدرمانی جان میدهد، برایش کلینک ساخته نمی شود. بلی، همین پالیسی های یک بام و دو هواست که مخالفین توانستند در ناآرامی های مناطق کم توجه همهء جهانیان را در متمرکز بسازند و بقیه ساحات کشوربه فراموشی سپرده شود.
برای مردم ما این خیال خلق شده که منطق و مفهوم گرفتن پروژه و انکشاف خصوصاً از دوستان بین المللی ودولت مرکزی این است که باراکت بزن، پول بگیر؛ انتحار و انفجار بده، پول بگیر؛ خارجی را بکش و پروژه بگیر. برای مردم ما همین انعکاس پیدا شده که گناه ما وجرم ما همین است که ما جامعه را قانونمند ساختیم و ظرفیت های خوب کاری ایجاد کردیم.
سخنان والی بلخ درهمین جا پایان یافت و عابد مدنی از سوی برنامهء چهره های آشنا که خود گردانندهء آن است، لقب "رهبرجهاد سازندگی" در افغانستان را به استاد عطا محمد نور والی بلخ داد. برنامهء چهره های آشنا در تلویزیون نور تاکنون بیشتر ازصد نفر از شخصیت های نخبهء سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور را باز شناسانده و از کارهای شایسته و ارزشمند این شخصیت ها را ستوده است. این برنامه یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیونی افغانی در امریکا وکانادا است. ازینرو صلاحیت تشخیص شخصیت های ارزشمند را دارد و در دادن لقب "رهبر جهاد و سازندگی" به والی بلخ توجیه پذیرفتنی یی دارد.
گفتنی است که گفت و شنود با استاد عطا محمد نور از سوی شمار زیادی ازسرشناسان، نخبه گان و دانشمندان هممیهن ما در امریکا وکانادا با گرمی بی پیشینه یی پذیرایی گردید. برخی ها که تبلیغات ضد مجاهدین وضد مقاومین در کشور ازیکسو و معامله گری های شرم آور شماری از رهبران وسرشناسان جهاد و مقاومت ازسوی دیگر، ذهنیت شان را خراب کرده بود، با شنیدن سخنان بینشمندانه، ژرف، علمی و مهذبانهء استاد عطا محمد نور شگفتزده شده و امیدوار شدند که عرصه از خدمتگاران راستین، خردمند و فرهیخته خالی نیست. ازینرو برنامه راسخت پسندیدند.
امروز درکشورما بیشتر سیاستمداران یا معامله گرانه به سودا کردن منافع مردم سرگرم اند یا احمقانه شکار برنامه های شیطانی تیم حاکم شده با گذشت هرروز اعتبار می بازند. اما استاد عطامحمد نور با موضعگیری های قاطع و سازش ناپذیرانهء خویش در دوران انتخابات و ایستادگی شان برای برآورده ساختن اهداف مشخص سیاسی به نفع مردم تا به امروز شنوندگان آگاه تلویزیون نور را امیدوار ساخت که تا این ریشه ها درآب اند، امید ثمر هست. ازهمین رو بود که این برنامه چندین بار بنا به تقاضای مردم به تکرار به نشر رسید.
یاددشت: در آنچه از سخنان استاد عطا محمد نوردرینجا آورده شده، تاحد ممکن تلاش شده که اصل امانتداری حفظ گردد. در برخی جا ها جملات ازگونهء گفتاری به گونهء نوشتاری درآورده شده و جاهایی هم بانقل قول غیرمستقیم کوتاه ساخته شده اند. با اینهمه اگرحرفی وسخنی بیجا، کمترویا زیاد تر آورده شده باشد، پاسخگوی آن تهیه کنندهء گزارش (عصر دولتشاهی) است و خواننده میتواند به اصل گفتگو که در "یوتیوب" است روی آورد. دوستان میتوانند نظریات و نکته نظرهای خود را به نشانی ایمیل بنده که درپایان آورده میشود، بفرستند. وعدهء من همین که، درصورت بدست آوردن همچو انتقاداتی، نکته نظرات دوستان را در نوشته یی به گونهء "درستنامه" گرده آورده و به نشربرسانم. تا سخنی که امانت بوده است، به صاحبش برسد.
ایمیل بنده:

ارسال اين مطلب به دوستان
صفحه براى چاپ