میراث ناهنجار!
نوشته: خالد القشطینی
برگردان: عبدالحفیظ همام
به علت کمبودی آب و قلت خاروبار، سکان جزیرة العرب قرنها بلکه هزارها سال تا ظهور دین مقدس اسلام، در یورش بر یکدیگر،چپاول وغارتگری می زیسته اند. این نمط زندگی وروال معیشت، رسوم و سنتهایی را در نسلهای بعدی بجا گذاشت.
شنیدیم که عمو و پدر-زنش از"عنترة العبسی" (داماد) میخواهد بر قبائل یورش برده وغنائم دست آورده را به دخترش دهد. برای همه ای ما "عنتر" شخصیت شگفت انگیز در تاریخ است، و در هیچ کتابی ندیده ام که از وی به عنوان چهرۀ دزد، تجاوزگر وگنهکار یاد گردد.
در عهد عباسی، دزدان و چپاولگران، طیف وسیعی را در جامعه تشکیل میدادند که بنام "زرنگان ویا زیرکان" یاد می شدند، و در تاریخ هم تحت عنوان "زرنگان وعیاران" ماندگار شدند. بدین منوال، هر کی از وی چالاکی و توانایی انجام میگیرد، وی را "زرنگ" میخوانیم. یکی از دوستانم با ستایش وشگفتی به موظف رشوتخواری اشاره مینمود، که وی آدم هوشیار و زرنگی است. معمولا نزد ما عراقیها، هنگامیکه از شخصیت کسی بکاهند میگویند، فلان یعنی چی؟ نه زمین دار، نه ملاک و نه هم کلاه بردار؟!
در خواستگاری به خانوادۀ دختر یاد آور می شوند، که شخص (داماد) موظف در گمرک است. معاش ماهانه اش اینقدر دینار است؛ اما درآمد فوق العاده و هوایی اش صد برابر آنست. و خانواده ها هم با افتخار و بدون کدام باکی، دوشیزه شان را به وی به ازدواج میدهند. پسر کاکایم با خانمی ازدواج نمود، چند ماه نگذشته بود که انگشت پشیمانی را با دندانهایش می جوید و میگفت، وای بخت بد! تصور میکردم که این مرد، به حیث رئیس پولیس ثروت هنگفتی از هوا درآورده است، اما افسوس بر قسمت سیاهم، حالا دریافتم که غیر از معاشش درآمد دیگری ندارد!.
پیوسته می شنویم آنهائی را که دست به سرقت هایی آشکارا و مفتضحانه ای می زنند، واوامری به منظور دستگیری و انجام تحقیقات واحکامی هم به ضد برخی از ایشان صادر میگردد؛ بعد از سپری اندکی چند ماه این عالی جنابان در صفحات تلویزون ظاهر میگردند واز میهن دوستی، خدمت به وطن و مبارزه با فساد حرف می زننذ. بعد رسانه ها هم به سراغ شان رفته بیانیه ها ومقالات شان را به نشر می سپارند. سپس چند ماه و اندی نمیگذرد که یکی از دانشگاه ها، در رشته های حقوق وعلوم سیاسی از ایشان دعوت بعمل میآورد، تا عضو کدر علمی دانشگاه گردیده و برای دانشجویان ومحصلین لکچر ارائه فرماید.
بجای آنکه با این طیف، قطع علاقه و مقاطعه صورت گیرد، خویشاوندان و دوستانشان بدون اندک باک واحساس شرمساری، پا درمیانی ووساطت نموده و دولت دوباره ایشان را به مناصب بالا تر از گذشته توظیف مینماید. مردم هم به استقبال شتافته و به تهنئت وتبریکی می پردازند:" جناب، والله کشورمان همین گونه است، قدر فرزندان مخلصش را نمی داند، همین علت عقب ماندگی ما است. سپاس خدا را که در نهایت متوجه شدند و شما را درک کردند".
بدون شک در همه کشورها رشوتخوران، اختلاسگران و فساد پیشه گان وجود دارند. اما در کشورهای پیشرفته و بیدار، هنگامیکه کار کسی به افتضاح میکشد عادتا، از انظار ناپدید میگردد. ویا هم به منظور جبران سیئات رو به کارهای خیریه می آورد. در حالیکه نزد ما مسأله کاملا به نحو دیگری است. من میدانم که مجرم احساس گناه نمیکند؛ اما مایۀ شگفتی ام درین است که، دیگران هم هیچ عیبی درغارت و یغماگری چپاولگران، نمی بینند. فساد را محکوم میکنیم؛ اما فساد پیشه گان را اغماض نموده و فرصتی بیشتری برایشان فراهم مینمائیم، تا آنچه بخواهند فزونترغرق وغوطه ور در فساد شود.
نمیدانم چگونه خواهیم توانست که این مفاهیم را دگرگون کرد، این میراث هزارها سال است. دزدی زرنگی و هوشیاری است. آنکه شغل اش را میگذارد، وغیر ازمعاش تقاعدی اش چیزی ندارد، بیچاره و ساده لوح است؛ چون نمیدانسته که چگونه از وظیفه اش بهره جوید.

ارسال اين مطلب به دوستان
صفحه براى چاپ